استان اصفهانفرهیختگان مددکاری اجتماعی

آشنایی با فرهیختگان مددکاری اجتماعی استان اصفهان؛ قسمت ششم

در ادامه حرکت رسانه ای تحت عنوان “معرفی فرهیختگان مددکاری اجتماعی استان اصفهان” که در قالب سلسله مصاحبه های اختصاصی با فعالان و پیشکسوتان این حوزه در استان اصفهان در دستور کار این پایگاه تخصصی قرار گرفته و مرحله به مرحله، به شکل برنامه ریزی شده در دست اجرا می باشد، قسمت ششم آن مصاحبه با خانم زهرا پیرجمالی می باشد که به شرح ذیل صورت پذیرفته است.

*** از چه سالی با مددکاری اجتماعی آشنا شدید و از چه سالی در این حرفه مشغول به فعالیت هستید؟

اینجانب زهرا پیرجمالی، فرزند غلامرضا، متولد اسفند سال 1354 در استان اصفهان میباشم. دیپلم ادبیات و علوم انسانی را اخذ کردم و در سال 1373 در رشته مددکاری اجتماعی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی قبول شدم و پس از فارغ التحصیلی در دوران طرح همزمان با ایجاد مراکز آسیب های اجتماعی و افتتاح آن در اصفهان در مرکز بازپروری ارشاد مشغول به کار شدم. پس از آن در مجتمع شهید نیکبخت و مجتمع شهدا با سمت مددکار اجمتماعی و مسئول مستمری ها و امور بیمه به فعالیت مشغول بودم تا اینکه در سال 1387 به عنوان کارشناس امور اجتماعی در حال حاضر به عنوان کارشناس مسئول دفتر توانمندسازی در اداره بهزیستی شهرستان اصفهان خدمت می کنم.

البته قصه آدم ها خیلی پیچیده تر از این جملات است تا شناخت تو از مسائل آفاقی و انفسی در این عالم چه باشد. وقتی با همه افرادی که به نوعی در انجام حرفه مددکاری اجتماعی هستند صحبت می کنم می بینم هر کدام به نوعی انتخاب شده اند تا این رسالت را به دوش بکشند. یکی همزمان در رشته مخابرات و دیگری شهرداری و نفر بعد منابع طبیعی و حتی بانک قبول شده اما امروز مددکار اجتماعی است. من دانشجوی ترم اول دبیری عربی بودم که روزنامه قبولی رشته های نیمه متمرکز آمد و همانطور که می دانید رشته های نیمه متمرکز مراحل دیگری مانند مصاحبه و … برای قبولی دارد. یادش به خیر آن زمان در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی تهران دکتر اقلیما این مسئولیت را به عهده داشتند. ما اولین دانشجویان این رشته پس از نقلاب شکوهمند اسلامی بودیم. خوشبختانه به جز تهران در مشهد و اصفهان نیز این رشته تدریس می شد لذا پس از قبولی با انصراف از تربیت معلم که البته کار ساده ای هم نبود از دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی اصفهان سال 1373 مشغول به تحصیل شدم. البته ورودی های اول هر رشته و هر کاری با مشکلات و محاسن خاص خود روبروست.

ما 15 نفر دانشجو در سال 77 و 78 در حین انجام طرح، استخدام شدیم و این امتیاز بالایی بود. تعهد و علاقه ما به مددکاری اجتماعی با تدریس اساتید محترم مطالعه کتب مرتبط و انجام تحقیقات و کارورزی های مفید باعث شد که فارغ التحصیلان این دوره از افراد موفق و مطرح محسوب شوند.

*** به نظر شما حوزه فعالیتی خدمات تخصصی مددکاری اجتماعی از گذشته تا کنون چه تغییرات کمی و کیفی داشته و اوضاع فعلی ارائه خدمات مددکاری اجتماعی را چگونه ارزیابی می کنید؟

مددکاری اجتماعی حرفه ایست مبتنی بر علم و هنر که شاید نیمی از آن به آموختن در دانشگاه مربوط شود و نیم دیگر آن به ذات یا همان ژنتیک بستگی دارد. روحیه خاصی را می طلبد مانند تعهد، منطق، عاطفه، ایمان، اقتدار و …. خلاصه اینکه هر کس را یارای آن نیست. آیا می توان به کار خود عشق بورزی و این حرفه را بیش از آن چه مادی ببینی معنوی نگاهش کنی؟ یادت باشد قرار نیست خیریه ای کار کنی می خواهی تخصصی و به معنای واقعی مددکار اجتماعی باشی و یک انسان متفاوت.

اما امروزه چه بر سر این رشته آمده است! آیا پذیرش محدود و با مصاحبه و بررسی شرایط است؟ آیا سلامت جسمی و روانی و اخلاقی متقاضی مدنظر قرار می گیرد؟ آیا کارورزی در کنار یک مددکار با تجربه انجام می شود؟ آیا مددکار خود تشنه یادگیری است؟ فارغ التحصیلان این رشته وضعیت اشتغال شان چگونه است؟ آیا پشتوانه ای دارند؟ آیا توانسته اند خود را به جامعه بشناسانند و احساس نیاز خود را ایجاد و اثبات کنند و آن جا که قرار است مددکاری کنند چه ابزاری در اختیار دارند تا بتوانند خدمات لازم را ارائه نمایند و تا چه حد از طرف سازمان حمایت می شوند؟ این نگاه اجمالی باعث می شود نتوانم ارزیابی خیلی خوبی را داشته باشم.

جهت ارتقاء کمّی و کیفی خدمات مددکاری اجتماعی در سازمان های مختلف چه پیشنهاداتی دارید؟

مددکاران اجتماعی در دوره دانشجویی باید کارورزی های مفیدی داشته باشند و بتوانند خود را محک بزنند که تا چه حد مهارت های لازم را کسب نموده اند و به توانمندی های خود بیفزایند تا جایگاه خود را مشخص و پررنگ کنند. البته هیچ مسئله ای را از یک جنبه نمی توان ارزیابی کرد.

وقتی مجوز استخدام نداریم و برخی مددکاران اجتماعی نیز که در مراکز خصوصی و کلینیک های مددکاری اجتماعی مشغول به کار می شوند با حقوق پائین تر از قانون کار مواجه اند، انگیزه لازم و کافی جهت انجام این حرفه به نحو احسن از آن ها گرفته می شود و این بدیهی است چون آن ها هم مشکلات اقتصادی دارند ضمن اینکه از حمایت های مادی و معنوی سازمان های مافوق هم محرومند و اغلب هزینه هایی که به عنوان یارانه، حسن انجام کار  و پاداش بازتوانی و برگزاری دوره ها و … به مرکز واریز می شود و در جیب مدیر و موسس جای میگیرد که البته ارزش های انسانی جای خود را دارند.

*** به نظر شما چقدر با استانداردهای ارائه تخصصی مددکاری اجتماعی جامعه هدف فاصله داریم؟

متأسفانه مشکلات اقتصادی که بستر آسیب های اجتماعی را نیز پدید می آورد مانع انجام کار تخصصی در این حرفه شده است. واقعیت این است تا نیازهای معیشتی مطرح است گروه هدف آماده پذیرش خدمات فرهنگی و اجتماعی نیستند و عدم اعتبار یا کمبود بودجه در رفع مشکلات اساسی مددجویان در ارائه خدمات تخصصی مددکاران اجتماعی خلل ایجاد می کند.

حتی گاهی تهیه گزارش های متعدد مددکاران اجتماعی و ارسال آن به سازمان ذیربط نتیجه بخش نیست و مأیوسانه تر اینکه گاهی بالعکس و برخلاف نظر مددکار کمک ها و خدماتی ارائه می گردد که نباید بشود.

متأسفانه بعضی اوقات مددکاران اجتماعی به دلیل حجم بالای کار یا عدم انگیزه کافی نمی تواند کار تخصصی خود را ارائه دهد اما گاهی اجازه ندارد کار تخصصی خود را انجام دهند هرچند خواهان آن باشد.

*** برای جبران خلاءهای موجود و برای رسیدن به حد و حدود قابل قبول در این خصوص چه تدابیری باید اتخاذ کرد؟

ابتدا باید مددکار اجتماعی از نظر فردی و یادگیری ارزش ها و اصول مددکاری اجتماعی خود را شایسته بای این حرفه نماید. کارورزی های مفید و شروع آن در کنار همکارانی با تجربه و کارآزموده بسیار مفید است.

پیشنهادی می گردد کما فی السابق پذیرش این رشته با مصاحبه و بررسی شرایط جسمی و روانی دانشجو باشد که متأسفانه با فراوان شدن این رشته پذیرش در دانشگاه های آزاد و علمی کاربردی و حتی پایین آوردن آن با مدرک فوق دیپلم ضررهای جبران ناپذیری بر پیکره مددکاری اجتماعی وارد آید زیرا مددکار اجتماعی با عدم یادگیری صحیح و اصولی و ضعف مبانی علمی و اخلاقی نتوانسته لیاقت خود را اثبات کند و جایگاه خود را ارتقا بخشد و اینجاست که مسئولین مافوق او در سازمان ها به خود اجازه می دهند که بدون توجه به نظر مددکار اجتماعی تشخیص خود را به مرحله اجرا گذارند و بدیهی است اقدام کارشناسی نشده به ضرر اجتماع خواهد بود.

*** دورنمای حوزه مددکاری اجتماعی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟

مددکاری اجتماعی رشته ای پویا و مفید است که با رشد جامعه نیاز آن بیشتر احساس می شود و صرفاً به عنایت به اهمیت آن و اصلاحات لازم کمافی السابق می تواند موثر و سازنده باشد.

آموزش مددکاران اجتماعی متعهد استفاده از پیشکسوتان این حرفه در کسب مهارت پررنگ کردن نقش مددکار در اُرگان هاست. ایجاد احساس نیاز به مددکار اجتماعی در همه بخش های جامعه استخدام مددکاران که در دوران طرح شایستگی خود را از هر نظر اثبات کرده اند. جایگزین نمودن ضوابط جاری و روابط، وجود دستورالعمل های کامل و جامع و اجرای آن به طور مشخص می تواند دورنمای روشنی در مددکاری اجتماعی ایران ایجاد کند.

*** صحبت های پایانی

مددکاران اجتماعی خاطرات جذاب و شنیدنی گاها تلخ یا شیرین که اغلب عبرت آموز و موثر است دارند. وقایعی که برای تک تک مددکاران در محیط کار رخ داده است درس های بزرگی به ما یاد می دهد که با نشستن سر کلاس درس حاصل نمی آید با اشتراک گذاشتن آن و انتقال تجربه های سازنده یا همان مستند سازی است که البته هر مددکاری به خوبی می داند که باید با توجه به اصل رازداری حرفه ای به نوشتار بپردازد.

مصاحبه و گردآوری: هُما صدری
منبع: پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

تیم مدیریت داخلی وبسایت

با مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی، جدیدترین مقالات و پژوهش های مددکاری اجتماعی، تاب آوری و کوچینگ را بطور رایگان دریافت نمایید. www.socialwork2015.ir

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا