در هم تنیدگی مفاهیم پایداری اجتماعی و محیطی با مددکاری اجتماعی

مفهوم پایداری اجتماعی بطور گسترده ای با مفهوم توسعه پایدار هم در معنا و هم در محتوا در هم تنیده شده است بطوریکه تفکیک آنها از یکدیگر موجب عدم درک کامل موضوع توسط مخاطبین خواهد شد.
مددکاری اجتماعی Social Work
مددکاری اجتماعی Social Work

توسعه پایدار در عین سادگی ظاهر آن از پیچیدگی فوق العاده ای برخوردار است که باعث شده است تعریف ها و تفسیرهای گاه بسیار دور از ذهنی برای آن ارایه گردد. ابهام مفهومی و چند وجهی بودن توسعه پایدار و نیز علایق گوناگون مفسران این مفهوم که مربوط به بین رشته ای بودن آن است باعث تنوع در تعاریف گردیده است.

کمیسیون جهانی توسعه محیط زیست توسعه ای را پایدار می داند که نیازهای نسل حاضر را برآورده سازد، بدون کاهش توانایی نسل های آینده در برآورده کردن نیازهایشان. “ترنر” معتقد است که سیاست توسعه پایدار در پی حفظ میزان قابل توجهی از رشد درآمد سرانه بدون هدر دادن ذخیره ملی یا ذخیره منابع زیست محیطی است. ( ترنر, )۱۹۸۸:۱۲

تقریباً در کلیه تعاریف صورت گرفته از توسعه پایدار و پایداری اجتماعی می توان ردپای ریشه های اجتماعی و تأکید بر عوامل اجتماعی را به وضوح دریافت.

مفاهیم پایداری اجتماعی و محیطی با مددکاری اجتماعی در هم تنیده اند

”لینام” و “هرت” پایداری را بعنوان ظرفیت یک سیستم برای حفظ خروجی در سطح تقریباً مساوی و یا بزرگتر از متوسط تاریخی خود تعریف می کنند. نکته کلیدی در تعریف پایداری اجتماعی مربوط به ارزشهای اجتماعی یا چنان که اکثر دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند، به سرمایه اجتماعی مربوط است.

متأسفانه آنچه در عمل مشهودتر است غلبه جنبه های اقتصادی بر جنبه های اجتماعی برنامه های اجرا شده است که یکی از علل آن عدم شاخص سازیِ اصولیِ پایداری اجتماعی و عدم تبیین صحیح جایگاه این عنصر در ارتباط با سایر اجزا توسعه پایدار است.

با توجه به دیدگاه های نظری موجود، شاخص های پایداری اجتماعی عبارتند از: انتخاب شخصی سبک زندگی، رضایت از نیازهای اولیه سیستم امنیت اجتماعی قابل اعتماد و کارا، فرصتهای برابر در مشارکت دموکراتیک، توانایی ابتکارات اجنماعی و انتخاب نوع شغل. در این میان دو معیار اقتصادی مطرح شده است که با پایداری اجتماعی در ارتباط است؛ حمایت از نیازهای مادی و اشتغال کامل، امنیت اجتماعی و توزیع عادلانه فشار بر دوش نسلها.

در پژوهشی با عنوان “مولفه های پایداری اجتماعی در برنامه های توسعه ایران” که توسط پژوهشگران داخلی در سال ۱۳۹۴ صورت گرفته است مشخص شد که رویکرد غالب در برنامه های چهارم و پنجم توسعه ایران، رویکرد نیازهای اساسی است که نیازهایی مانند: اشتغال، بهداشت، مسکن و تغذیه را در بر میگیرد. به عنوان گروه های هدف روستائیان بیشترین در هر دو برنامه به خود جلب نموده اند. سپس اقشار کم درآمد، و در رده بعد زنان بویژه زنان سرپرست خانوار قرار دارند. حاشیه نشینان، کارگران، جوانان، کودکان و سالمندان در رده های بعدی قرار دارند.

مطالب مرتبط

موضوعی که قصد تبیین آن را در اینجا داریم مسأله ارتباط مددکاری اجتماعی با پایداری اجتماعی و محیطی و چگونگی ایفای نقش مددکاران اجتماعی در این موضوع است.

اهمیت موضوع زمانی بیشتر می شود که توافق جمعی بر این موضوع وجود دارد که توسعه پایدار اجتماعی و محیطی در بطن خود تأیید کننده فرایندهای مددکاری اجتماعی است. درهم تنیدگی اهداف مددکاری اجتماعی و برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی، لزوم توجه برنامه ریزان به حرفه مددکاری اجتماعی را دو چندان می کند. پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بعنوان یکی از اهداف اصلی مددکاری اجتماعی علی الخصوص در برنامه های چهارم و پنجم توسعه کشور و در راستای پایداری اجنماعی و توجه بیش از پیش به مقوله محیط زیست در راستای پایداری محیطی مورد توجه خاص قرار کرفته است ولی متأسفانه در عمل تا رسیدن به اهداف فاصله نسبتاً زیادی هنوز وجود دارد.

نیاز به بکارگیری نیروهای متخصص در مناصب برنامه ریزی و نظارتی در حوزه های اجنماعی به شدت احساس می شود و تنها در این صورت است که می توان امید به اجرای صحیح و دقیق برنامه ها و در نهایت حصول نتیجه مطلوب داشت.

توجه به مقوله هایی نظیر آسیب های اجتماعی ناشی از فقر، آسیب های اجتماعی مربوط به امور خانواده، آسیبهای اجتماعی مربوط به نظامات آموزشی و پرورشی و اموری از این قبیل همگی در راستای توسعه اجتماعی و فرهنگی صورت میگیرد و در نهایت می تواند باعث کاهش بار مراجعات به سازمانهای متولی امور اجتماعی، کنترل و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی و رسیدن به سطح مناسب رفاه اجتماعی شود.

طرف دیگر این جریان خود مددکاران بعنوان نیروهای عملیاتی و احرایی برنامه ها هستند که باید مسلط به ابزار و علوم روز  و دارای مهارت و تحربه کافی و نیز متعهد به اهداف عالیه مددکاری و همزمان دارای دید کلان در هنگام خدمت رسانی به مراجعان باشند.

تربیت مددکاران مطالبه گر بر عهده مراکز آموزش عالی تخصصی بوده و تأمین منابع سازمانی، مالی و انسانی، ارائه آموزشهای تخصصی ضمن خدمت و بکار گیری ایشان در فیلدهای تخصصی و ایجاد زیزساختها و تهیه بستر رُشد و بالندگی نیروهای فعال بر عهده سازمانهای متولی است.

تشریح جزئیات برنامه های هدفمند در راستای پایدارسازی اجتماعی و محیطی برای مددکاران اجتماعی و نیز الزام ایشان به اجرای این برنامه ها می تواند متضمن اجرای صحیح اینگونه برنامه ها باشد.

منابع:

-مولفه های پایداری اجتماعی در برنامه های توسعه ایران، ساجده واعظ زاده و علی نقدی و علی ایاسه، مجله مطالعات توسعه اجتماعی ایران، سال هفتم، شماره دوم، بهار ۱۳۹۴
-مقاله مروری بر چارچوبهای مفهومی و راهبردی شاخصهای پایداری اجتماعی، مجتبی جاودان

مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی ایران
دکمه بازگشت به بالا