آسیب های اجتماعی ایرانصنعت کار کودکیادداشتهای مددکاران

صنعتِ کار کودک “قسمت اول”

صنعتِ کار کودک

یادداشت اختصاصیِ دکتر سلمان قادری؛ مددکار اجتماعی و جامعه شناس

بر اساس گزارش ها و تحقیقات متعددی که پیرامون کار کودکان خیابانی انجام شده است هر سال تعداد زیادی از کودکان به کار در خیابان گرایش پیدا می کنند. دلایل حضور کودکان متنوع است اما از مهمترین آن می توان به فقر و مشکلات مالی خانواده، ترک تحصیل، مهاجرت، درگیری و مشاجرات خانوادگی و … اشاره کرد؛ لذا طیفی از عوامل ساختاری، خانوادگی و فردی در بروز کار کودکان موثر اند. با این وجود پرسش های جدی پیرامون آثار و پیامدهای کار کودکان مطرح است که همین مسئله تردیدهای جدی پیرامون آثار جسمی، روانی و اجتماعی کار کودکان را بیش از پیش نمایان می سازد. البته قبل از تحلیل این مسئله ذکر این نکته لازم می باشد که نویسنده معتقد است که در هر شرایطی اجبار کودکان به کار و حضور در خیابان که منجر به تضییع حقوق اساسی آنها و محرومیت از حقوق ابتدایی شان شود در هر شرایطی امری مذموم است و کودکان نیاز اساسی به دسترسی به آموزش برابر، درمان و بهداشت، برخورداری از حقوق مساوی در انتخاب سبک زندگی شان دارند. همچنین وظیفه همه دولت ها حمایت از حقوق اولیه کودکان کار و خیابان است. اما پدیده کودکان کار و خیابان را از منظر دیگری نیز می توان تحلیل نمود و همین مسئله احتمالاً پژوهش ها و طرح ادعا توسط ادعاسازان پیرامون آثار زیان بار کار کودکان را افزایش می دهد. پرسش اصلی این است که آیا پدیده کار کودک یک مسئله اجتماعی است؟ چنانچه پاسخ مثبت است از چه زمانی، توسط چه کسانی، چگونه و تحت چه شرایطی تبدیل به یک مسئله اجتماعی شده است؟ اساساً چرا مسئله کار کودکان باید همواره یک مسئله اجتماعی حل نشده باقی بماند و پژوهش ها و گزارش های متعدد حاکی از مسئله بودن این پدیده داشته باشد؟ چگونه در برنامه ششم توسعه مسئله کودکان کار و خیابان جزء اولویت های اول مسائل اجتماعی کشور قرار گرفته است و آیا مسائل مهمتری در کشور وجود ندارند که به آن پرداخته شده و در اولویت قرار گرفته باشند؟ هر چند ممکن است که ادعا شود پژوهش های متعدد حاکی از آثار زیان بار و طولانی مدت کار بر کودکان است، اما در اصالت این پژوهش ها تردید جدی وجود دارد؛ زیرا همه آنها در صدد اثبات اثرات زیان بار کار کودک هستند. در پژوهش های محدودی به تاثیرات مثبت کار کودکان اشاره شده است. به این ترتیب پیرامون کار کودکان نهادهای متعددی شکل می گیرند. هر سال بودجه های زیادی تامین شده و کمک های زیادی به کاهش مشکلات کودکان کار و خیابان ارایه می شود. طرح های مختلفی اجرا می گردد و هزینه های پژوهشی زیادی صرف کاهش مشکلات کودکان می شود؛ با این وجود مشکلات کودکان کار و خیابان همچنان وجود داشته و یا به میزان اندکی حل می شود. به نظر می رسد که پیرامون وضعیت کودکان کار و خیابان شفافیت لازم وجود ندارد و ادعاسازان پیوسته در حال بازتولید مجموعه ای از ادعاها برای بحرانی جلوه دادن شرایط موجود در کشور پیرامون کار کودکان هستند. به این ترتیب در ادامه این پرسش جدی مطرح می شود که در چنین شرایطی چه افراد و گروههایی در تثبیت و گسترش شرایط موجود ذینفع اند؟ پاسخ این پرسش در چند مفهوم خلاصه می شود. 1- بازی مسئله اجتماعی کار کودکان 2- صنعت کار کودک که به اختصار به توضیح آن پرداخته می شود.

به نظر می رسد که پیرامون وضعیت کار کودکان شرایطی به وجود آمده است که افراد برای متقاعد ساختن دیگران اقدام به تعیین شرایطی می کنند که بر اساس آن موضوع کار کودکان به عنوان یک مشکل دائم باقی بماند؛ لذا تلاش زیادی می کنند که از طریق تغییر قوانین و تاثیرگذاری بر سیاستگذاران اجتماعی بر دامنه و ابعاد آن بیافزایند. هدف این افراد و سازمان ها چیزی جز گسترش اقتدار و کسب پول و ثروت نیست. آنها از طریق درگیر ساختن افراد مختلف تلاش می کنند تا بر اقتدار خود بیافزایند و از این طریق دامنه قدرت خود را افزایش دهند. مسئله بعدی به صنعت کار کودکان بر می گردد. آن چیزی که طی چندین سال اخیر به خوبی نشان داده شده این است که پدیده کار کودک در ایران تبدیل به صنعتی پر رونق شده است. صنعت کار کودک در کنار صنعت تاب آوری، صنعت اعتیاد، صنعت تن فروشی، صنعت حمایت از نیازمندان و فقرا، صنعت افراد مبتلا به اختلال روانی و … جز صنایع پول ساز در جامعه کنونی شده است. طبیعتاً پیرامون این صنعت باید سمن ها و افرادی شکل بگیرند که توانایی اقناع سازی، کسب پول و افزودن بر قدرت و اقتدار خود را داشته باشند. در این صنعت نیاز به افرادی دارد که کارفرما باشند؛ به عبارت دیگر افرادی که به دنبال داد و ستد باشند. در این صنعت نیاز به تاجر دارد تا افرادی که به قصد کمک و اهداف خیرخواهانه خواستار خدمت به فقرا و کودکان کار باشند. به عبارت دیگر افراد واسطه‌کارانی که توانایی برد در این بازی را داشته باشند. در بازی مسائل اجتماعی که پیرامون این کودکان شکل گرفته است، کودکان کار در نقش تراول یا پول نقد اند. بقای این سمن ها به حضور این کودکان در خیابان بستگی دارد، لذا از هیچ تلاشی برای مسئله مند بودن این پدیده دریغ نمی نمایند. جنس این افراد اجتماعی نیست، بلکه واسطه‌گر اند. این افراد قادر اند که به اندازه کافی پول در بیاورند و بر اقتدار خود بیافزایند. آنها در رقابت دایم برای کسب جایگاه بهتر اند. در چنین شرایطی طبیعی است که از هر وسیله یا ابزاری برای رسیدن به خواسته های خود استفاده نمایند. آنها برای دریافت طرح و کسب بودجه به خوبی لابی می کنند. گاهی وارد رقابت های سیاسی می شوند و در ظاهر ژست اجتماعی می گیرند. آنها همواره در ظاهر خود را مدافع نیازمندان و کودکان کار معرفی می کنند اما در عمل و هنگامی که با دقت وضعیت آنها را بررسی کنید به اهداف سودجویانه آنها پی خواهید برد. ماهیت کار این سمن ها اساساً تفاوت قابل ملاحظه ای با سایر کارفرمایان ندارند. تنها تفاوت قابل ملاحظه در ژست های اجتماعی و کت و شلوارهای مرتب آنهاست. برای اثبات این مدعا می توانید نگاهی به نهادها و سمن هایی بیاندازید که پیرامون کار کودکان شکل گرفته و بودجه هایی که به این مراکز تخصیص داده می شود. این مراکز و افراد که دایم در حال رقابت اند تحت هیچ شرایطی روی یک میز به یک توافق نمی رسند. زیرا اساساً همدیگر را رقیب و حتی دشمن خود می دانند. آنها برای کاهش مشکلات کودکان کار حاضر به همکاری با هم نیستند. زیرا نگران از دست دادن موقعیت خود می باشند. به همین دلیل صنعت کار کودک در کنار سایر صنایع مسائل اجتماعی از جمله اقدامات پول ساز است.

صنعت کار کودک صرفاً به کشورمان اختصاص ندارد بلکه در بسیار از کشورهای جهان وجود دارد. اما به نظر می رسد که طرح این موضوع سرفصل جدیدی از مباحث پیرامون فرایندهای موجود را می گشاید که در یادداشت های آتی به آنها پرداخته می شود.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا