آسیب های اجتماعی ایرانآسیب های فضای مجازیواکاوی مسائل اجتماعی ایرانیادداشتهای اختصاصی

فضای مجازی؛ خشونت خانگی؛ فرصت ها و تهدیدها

فضای مجازیهمانگونه که شاهد بودیم و در رسانه های ملی و فضای مجازی اعلام گردید پدری دخترش را به ضرب گلوله به قتل رسانده است و علت این امر را  استفاده از فضای مجازی عنوان نمودند. یک کارشناس روانشناسی در رسانه ملی به تحلیل این امر پرداخته‌اند و تحت عنوان استفاده‌ی نامناسب از فضای مجازی این حادثه را به تصویر کشیدند. فارغ از اینکه این مساله را بپذیریم و بگوییم پدر عضویت فضای مجازی و پیامدهای ناشی از آن را از دید اخلاقی برنتابیده باشد، بهتر است از دید دیگری نیز به این امر نگریست. از چشم سوم و آن توجه به خشونت خانوادگی و تبعیض جنسیتی می باشد. هیچ کسی منکر پیامدهای منفی استفاده از فضای مجازی نیست اما باید پرسید چه چیزی منجر به تشویق نمودن فرزندان برای استفاده از فضای مجازی می شود؟ چگونه  فضای مجازی آنها را مجذوب می‌نماید؟ آنچه را که فرد در دنیای واقعی نمی‌تواند به دست آورد؟ ما معتقدیم که فضای مجازی می تواند هم یک فرصت و هم یک تهدید باشد. حتی شبکه های اجتماعی می توانند به تولید و افزایش سرمایه‌های اجتماعی افراد کمک نمایند. امروزه به دلیل بعد مسافت و مشکلات اقتصادی ممکن است امکان تماس مستقیم و رو در رو بسیار کم و حتی غیر ممکن باشد. لذا فضای مجازی چنین امکانی را برای تماس‌های رو در رو و مستقیم فراهم نموده است. گسترش شبکه‌های اجتماعی می‌تواند ناشی از حضور گسترده‌ی مدرنیته و تکنولوژی های ارتباطی در ارکان مختلف زندگی باشد. بنا به تعبیر گیدنز ۲ فرایند باعث پویایی مدرنیته می شود که یکی از آنها مفهوم ” از جاکندگی” است. به عبارتی تعاملات اجتماعی از بستر خود کنده می‌شوند و جای خود را به سایر اشکال تعاملات نظیر کلاس‌ها و برنامه هایی در فضای مجازی می‌دهند. بنابراین استفاده از شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی در زمان فعلی امری اجتناب ناپذیر بوده و هیچ کسی جلودار پیشرفت و حرکت آن نمی باشد. هر گونه مقاومتی در برابر سیل تکنولوژی اطلاعات قطعا شکست خواهد خورد.

موضوع بعدی که در این مبحث و در ارتباط با مسئله ی قتل دختر بی گناه قابل تحلیل است پدیده ی خشونت خانوادگی به ویژه علیه دختران و زنان است. موضوعی که در گزارشات رسانه ملی مورد غفلت قرار گرفت. خشونت خانگی به هر نوع آسیب و آزار جسمی، روانی، جنسی و مسامحه و غفلت از نیازهای عاطفی و روانی یکی از اعضای خانواده علیه فرد دیگر اطلاق می شود. این پدیده در بسیاری از جوامع از جمله کشورمان وجود دارد و به نظر می رسد دارای روند رو به رشدی است. در بسیاری از جوامع از جمله کشورمان زنان بیشترین میزان خشونت خانگی را تحمل می نمایند و مورد انواع آزار و اذیت قرار می گیرند. اصولا سیستمی در کشور برای ثبت موارد همسر آزاری وجود ندارد. بسیاری از گزارش‌های همسرآزاری به دلایل متعدد که در این مطلب به بخشی از آنها اشاره خواهد شد مورد غفلت قرار می‌گیرد و در نتیجه به آن رسیدگی نمی‌شود. یکی از مهمترین دلایل این موضوع فقدان نهادهای حمایت‌گر در سطح جامعه می باشد. برخی از سازمان های دولتی و غیردولتی به ظاهر متولی نیز بسیار ضعیف عمل نموده و اصولا در این رابطه با کژکارکرد مواجه هستند. یعنی عدم حضور چنین نهادهایی در جامعه بهتر از حضور ظاهری آنهاست. زیرا حضور بی کارکرد آنها باعث سلب اعتماد اجتماعی در بین مردم می‌شود. عامل اصلی خشونت علیه زنان را می توان در تبعیض علیه آنها در سطوح مختلف زندگی دانست. خشونت هم در تبعیض ریشه دارد و هم به آن دامن می زند. از آنجا که مردان در خانه از قدرت بیشتری برخوردارند و دسترسی بیشتری به منابع کمیاب( قدرت، ثروت، احترام ) دارند در نتیجه هنگام بروز اختـلاف در خـانواده تنـها راه حل نمودن آن را استفـاده از خشونت می دانند. حتی مردان استفاده از خشونت را طبیعی قلمداد نموده چرا که آن را تحت عنوان مساله تربیت فرزندان و برخورد مناسب با زنان قلمداد می کنند. وجود فرهنگ پدرسالارانه به وضوح به چشم می‌خورد که در آن به تعبیر عامیانه زن را جنس ضعیفه تلقی می کنند. چنین نگرشی به ویژه هنگامی که قوانین حمایت‌گری از زنان وجود نداشته باشد باعث تشدید مشکلات آنها می‌گردد. ساختار اجتماعی جامعه ویژگیهای پدرسالارانه و منابع کمیاب اجتماعی در اختیار مردان است و به صور مختلف از دسترسی زنان دور نگه داشته می‌شود و به همین دلیل خشونت خانوادگی به صورت آشکار هم در اماکن عمومی و هم در خانواده ها اعمال می‌گردد. هر چند در خانواده بیشتر اتفاق می افتد. برخلاف کشورهای غربی که جامعه خشونت نسبت به زنان در اماکن عمومی را مجاز نمی داند، در برخی دیگر از جوامع اعمال خشونت مرد نسبت به زنان را تا حدودی متعارف دانسته و تحمل می‌کنند. به اعتقاد جامعه شناسان مهمترین عاملی که به خشونت در خانواده دامن می‌زند فقدان حمایت های اجتماعی، فرهنگی، قانونی و به کار بردن نیروی بدنی در خانواده در ارتباط با زنان است.

در بسیاری از کشورهای جهان از پدر و مادر انتظار می رود که فرزندان نابهنجار خود را ادب کنند و حتی کتک زدن آنان یک امر طبیعی قلمداد می شود. از سویی عدم مهارت والدین در برقراری ارتباط مناسب با فرزندان زمینه را برای جایگزینی خلاهای عاطفی و حمایتی به ویژه دخـتران فراهم می آورد. در دنیای امروز با توجه به سرعت تغییرات اجتماعی ناشی از تکنولوژی و تغییرات سبک زندگی به ویژه برای نسل جوان شکاف عمیقی بین دیدگاه والدین و فرزندان در خصوص نحوه‌ی برقراری ارتباط و شیوه زندگی ایجاد شده است و به جای اینکه والدین تلاش نمایند تا به فرزندان نزدیک‌تر شوند فرسنگ‌ها از آنها دور شده و با متوسل شدن به خشونت در جهت تربیت فرزندان به اصطلاح سرکش خود بر می‌آیند. تا زمانی که به والدین نحوه ی ارتباط و تعامل با فرزندان آموزش داده نشده و به فرزندان نحوه استفاده از تکنولوژی آموزش داده نشود و همچنین بازنگری در قوانین در زمینه حمایت از فرزندان و زنان صورت نپذیرد باز هم شاهد جنایتی از این دست خواهیم بود. از این رو آیا بهتر نیست به جای محکوم کردن تکنولوژی و تبرئه نمودن خود، با گلوله تعصب، فرزندانمان را به خودسری، سرکشی و … متهم نکنیم و  شیوه های تعامل با فرزندان را بیاموزیم تا این سرمایه های اجتماعی به دور از هرگونه خشونت و با داشتن امنیت برای ساختن آینده‌ای روشن برای خود و مهین برآیند؟

در نهایت چنانچه بخواهیم از این مبحث نتیجه گیری کنیم اولا؛ فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بیشتر از آنکه یک عامل تهدید کننده برای کانون خانواده و فرزندان تلقی گردد می توان با آموزش درست آن را تبدیل به فرصتی برای افزایش تعاملات اجتماعی و حضور موثر خود و فرزندان در جامعه نمود. در برابر سیل تکنولوژی های ارتباطی هیچ کسی را یارای مقابله و مقاومت نیست. دوم اینکه خشونت علیه زنان تحت هر عنوانی دارای پیامدهای جسمی، روانی، خانوادگی و اجتماعی می‌باشد. خشونت علیه زنان، خشونت علیه کلیت یک نظام و ساختارهای آموزشی، خانوادگی، قضایی، انتظامی و اجتماعی بوده و باعث تضعیف بنیان خانواده می گردد. سوم؛ نهادهای حمایتی و قانونی در حمایت از زنان و همسرآزاری نیازمند بازنگری در دستورالعمل‌ها و قوانین می باشند. لذا حمایت از زنان آزار دیده حمایت از کلیت خانواده بوده و از توسعه ی جرم و جنایت پیشگیری خواهد نمود. تقویت نهادهای حمایتی در این رابطه اهمیت زیادی دارد. چهارم؛ انتظار می رود که رسانه ی ملی نقش سازنده و درستی در به تصویر کشاندن آسیب های اجتماعی داشته باشد. واقعیت این است که نمی توان تحت هیچ شرایطی عمل ناپسند پدری در ارتکاب قتل فرزندش را به دلیل حضور وی در شبکه های اجتماعی پذیرفت و چنین کاری باعث ترویج خشونت در جامعه می شود. لذا پیشنهاد می گردد رسانه‌ی ملی درک درست تری نسبت به مسائل اجتماعی داشته باشد و به تولید برنامه های آموزشی مناسب والدین و نوجوانان اقدام نماید. در هر صورت در بروز اتفاق ناگوار یاد شده عوامل مختلفی موثر بوده اند که ضرورت برنامه ریزی و توجه جدی به مبانی چنین اعمال خشونت آمیزی را بیش از گذشته نمایان می سازد تا از بروز چنین اتفاقاتی جلوگیری به عمل آید.

نویسندگان: سلمان قادری | مددکار اجتماعی و دانشجوی دکتری جامعه شناسی
لیلا فرقانی | دانشجوی دکتری جامعه شناسی

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مددکاران اجتماعی ایران

تیم مدیریت داخلی وبسایت

با مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی، جدیدترین مقالات و پژوهش های مددکاری اجتماعی، تاب آوری و کوچینگ را بطور رایگان دریافت نمایید. www.socialwork2015.ir

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا