بحران ویروس کرونایادداشتهای مددکاران

بررسی جامعه شناسی ویروس کرونا از منظر کارکردگرایی: بحران کرونا فرصت تلخ و طلایی

بررسی جامعه شناسی ویروس کرونا از منظر کارکردگرایی: بحران کرونا فرصت تلخ و طلایی

نفیسه رهنما؛ مددکار اجتماعی و عضو انجمن مددکاری اجتماعی ایران

در میانه ماه نوامبر 2019 وجود اپیدمی ویروس کرونا در شهر”ووهان” چین آشکار شد. شیوع ناگهانی کرونا از چین به بیش از 30 کشور، شوکی برای جامعه جهانی و به ویژه سیاست گذاران بهداشت در سراسر جهان بوده است. شوک ایجاد شده ناشی از کرونا ویروس بسیار گسترده تر از موراد مشابه همین دسته از ویروس ها که  در سال های گذشته بوده شیوع خاص و سریع ویروس کرونا نشان می دهد که چگونه یک مسئله بیولوژیکی و اپیدمیولوژیک می تواند با دگرگونی در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی و برهم ریختن نظم اجتماعی به یک موضوع اجتماعی تبدیل شود.  در ایران نیز وقتی ویروس کووید 19 از یک مسئله اپیدمیولوژیکی به بک پاندومیک اجتماعی تبدیل شد با تبعات اجتماعی همچون هراس و ترس اجتماعی، درهم ریختگی نظم اجتماعی، کاهش روابط و تعاملات اجتماعی، بروز بیشتر آسیب های اجتماعی، از رونق افتادن کسب و کارها، مناسک زدایی و … فرصت ها و کارکردهای پنهانی هم داشته است که در این یادداشت از منظر کارکردگرایی به تبیین چند مورد از کارکردهای بحران پاندومیک کووید 19 میپردازم.

کارکرد گرایی (Functionalism) یکی از نظریات عمده در علوم اجتماعی است که به ویژه از اواخر دهه ۱۹۳۰ تا اوایل دهه ۱۹۶۰ در علم سیطرهی بلامنازعی داشت. محوری‌ترین مفهوم در نظریه ی کارکردگرایی واژه کارکرد می‌باشد که به معنای نتیجه و اثری است که انطباق یا سازگاری یک ساختار معین یا اجزای آن را با شرایط لازم محیط فراهم می‌نماید. بنابراین، معنای کارکرد در منطق کارکردگرایی، اثر یا پیامدی است که یک پدیده در ثبات، بقاء و انسجام نظام اجتماعی دارد. مهم ترین گزاره کارکردگرایی نسبت به ماهیت جامعه، تلاش درجهت حفظ و توجیه نظم درمقابل ایجاد تغییر و دگرگونی در جامعه است. [1]

نقش و کارکرد دولت درحل بحرانها به همراه بازوی توانمند مشارکت مردمی

دولت ایران در مواجهه با ویروس کرونا با ایجاد تدابیر قبل، حین و پس از بحران توانست این ویروس را نه کنترل بلکه مدیریت کند. دولت با پیش بینی های قبل از ورود ویروس سپس بررسی راهکارهای ممکن و نهایت اقدام و عمل به مدیریت بحران پرداخت. البته هرچند انتقادها و نارضایتی های زیادی از عملکرد دولت وجود داشت ولی سوال اساسی این است بدون وجود دولت که همان فاشسیم است می توانستیم مثل سایر کشورهای جهان این بحران پاندومیک را مدیریت کنیم؟ دولت با هماهنگی وزارتخانه ها، موسسه ها و شرکت های دولتی و عمومی و خصوصی، بانک ها و بیمه ها، نیروهای نظامی و انتظامی از طریق سازمان مدیریت بحران کشور، جدای از میزان موفقیت یا عدم موفقیت آن نقش موثری در مدیریت بحران کووید -19 ایفا کرده است. مددکاران اجتماعی قبل از بحران کرونا راه حل مسائل اجتماعی را بهره مندی از رویکرد جامعه محور و استفاده از ظرفیت های مردمی میدانستند و در بحران پاندومیک کرونا باردیگر ثابت شد مشارکت مردمی سهم شایانی در مرتفع کردن مسائل اجتماعی و بحران ها دارد. حال می توانیم مشارکت مردم را تبیین و از تجارب آن برای آینده پیشرو استفاده کنیم. در بررسی نظریه های مشارکت دو ریکرد عمده وجود دارد، نگرش خرد و کلان که در سطح خرد برانگیزه، گرایش و رفتار مشارکت تأکید می شود و در سطح کلان زمینه ها، شرایط و عناصر ساختاری اهمیت دارد. هومنز رفتارها را نتیجه محاسبه ی سود و زیان تلقی کرده و رفتار مشارکی زمانی نهادینه می شود که منافع حاصل از آن بر هزینه ها فزونی داشته باشد. ماکس وبر بر تأثیر نظام باورها، گرایش ها و تأثیرات آن بر مشارکت تأکید کرده است. از منظر جامعه شناسی هرچه احساس نابسامانی، ازخودبیگانگی و بی قدرتی در افراد بیشتر باشد مشارکت اجتماعی کمتر می شود. با بررسی مولفه های ایجاد مشارکت و اینکه چه عواملی باعث افزایش آن می شود میتوانیم زمینه های آن را برای بحران ها و مسائل آینده ایجاد کنیم. [1]

افزایش دانش مدیریت بحران

بحران رویدادی است که به طور طبیعی یا به وسیله بشر  به طور ناگهانی یا بصورت فزاینده به وجود می آید و سختی و مشقتی را به جامعه انسانی تحمیل کند که برای برطرف کردن آن نیاز به اقدامات اضطراری، اساسی و فوق العاده می باشد. مدیریت بحران علمی کاربردی  است  که به وسیله مشاهده سیستماتیک بحران ها و تجزیه و تحلیل آن ها در جستجوی یافتن ابزاری است که بتوان از بروز بحران ها پیشگیری و در صورت بروز آنها در خصوص کاهش اثرات، آمادگی لازم، امداد رسانی سریع و بهبود اوضاع اقدام نماید. مدیریت بحران دانش محور  درصدد است با برنامه ریزی مناسب، جامعه را برای پیشگیری، آمادگی، امداد و بازسازی مهیا نماید. مدیریت بحران دانش محور با تأکید بر تبدیل دانش ضمنی به دانش صریح و بالعکس تلاش می کند دانش مربوط به بحران را ذخیره نماید. دانش مربوط به بحران را می توان به سه بخش تقسیم نمود: دانش قبل از بحران در قالب یادگیری قبل از بحران (peer assist) کسب و استفاده می گردد. دوم دانش حین بحران (Learning Review) کسب و استفاده می گردد و سوم دانش بعد از بحران در قالب یادگیری بعد از بحران (After action Review) از طریق مجموعه اطلاعات ناشی از علل شیوع، جامعه هدف درگیر، میزان تلفات و … . [2]

بنظر میرسد یکی از کارکردهای پنهان و غیرمقصود بیان شده توسط دیدگاه مرتون یکی از نقاط قوت بحران یادگیری تجارب مفید برای بحران ها و مسائل پیشرو در آینده است.

افزایش همدلی و انسجام اجتماعی

در حالت کلی انسجام اجتماعی تضمین می کند که افراد، گروه ها و طبقات مختلف اجتماعی و سکونتگاههای انسانی به اشتراک  ذهنی برسند، از قوانین و قواعد جامعه پیروی کنند، امکانات آن را مورد استفاده قرار بدهند، در نقطه مقابل توانمندی ها و قابلیتهای خویش را بازشناسی و مورد پرورش و در معرض جوامع انسانی قرار بدهند که این مهم در بستر توسعه ظرفیتی و توانمندی های جامعه را مهیا کرده و به دنبال آن در چنین فضایی بذر پذیرش اندیشه ای نو و به کارگیری و آزمون آنها، پذیرش عقلانیت، تفکر و نگرش علمی، توجه بیشتر به برنامه ریزی، ساماندهی و سیاست گذاری حول محور بهره وری، کارایی و اثر بخشی و کارآمدی به بار می نشیند. یافته های علمی نشان می دهد که بین تقویت انسجام  اجتماعی و مدیریت بحران رابطه معنی داری وجود دارد و به عبارتی انسجام اجتماعی کاراترین عامل موثر و نتیجه بخش، تجهیز و بسیج منابع انسانی و محلی در مدیریت بحران ها است.[3] بجرأت می توان گفت در ایران بعد از انقلاب اسلامی با وجود اتفاقات تلخ زیادی که در سال 98 تجربه کردیم خیلی وقت بود که همه مردم به این شکل با هم برای حل مشکل آستین همت بالا نزده بودند و در بحران ویروس کرونا هرکس سهم خود را با اقداماتی نظیر تولید رایگان ماسک و دستکش، بخشیدن اجاره بهای مغازه ها، پاکسازی معابر توسط فعالان محیط زیست و … نشان از همدلی و انسجام اجتماعی قوی دارد. مردم با یکدلی سعی کردند انجام آداب و مناسک را فعلا به تعویق بیندازند، طرح فاصله گذاری اجتماعی را رعایت کنند و … .داشتن یک مشکل و دغدغه مشترک مشترک باعث ایجاد همدلی و همفکری و با اقدامات خیرخواهانه و موازی باعث ایجاد انسجام اجتماعی می شود. انسجام اجتماعی مردم در قالب افزایش همدلی و فعالیت مشارکت های مردمی نمود پیدا کرد.

افزایش قدرت تاب آوری

از دیدگاه ویلیام جیمز کارکردگرای معروف فرآیندهای روانی و رفتارها به موجود زنده یاری می دهند تا با محیط مادی و اجتماعی خود سازش پیدا کند. یکی از این فرآیندهای روانی می تواند تاب آوری باشد. چنانچه تاب آوری را مترادف با انعطاف پذیری بدانیم، جامعه و یا سازمان برخوردار از آن دارای قدرت مقاومی در مواجهه با تغییرات و تطبیق با نیازهای جدید خویش است. مقدار چالشی را که یک سازمان یا  جامعه میتواند مدیریت، کنترل و یا تحمل نماید بدون اینکه به عملکرد آن خدشه ای وارد شود. معنای تاب آوری سازمانی و تاب آوری اجتماعی می دهد. یکی از راه های کاستن از پیامدهای حوادث و بحران ها اهمیت دادن به ارتقاء تاب آوری است. تاب آوری ضرورتی است که شامل خود سازمان دهی، تحمل و حفظ شایستگی ها در شرایط سخت و در نهایت توانایی ترمیم و برگشت پذیری مشاهده و اعمال گردند. تاب آوری جوامع به میزان برخورداری و رشد اقتصادی، حفظ و توسعه سرمایه اجتماعی، میزان دانش و اطلاعات و برخورداری از ارتباطات و انسجام اجتماعی، ایجاد بستر خلاقیت و نوآوری، بستر پیوندهای سازمانی، مشارکت های اجتماعی و حمایت های اجتماعی بستگی دارد. [4]

تاب آوری اگرچه هدفی والا است اما دستیابی به آن کارآسانی نیست. واقعیت جامعه جهانی حاکی از آن است که در مدیریت بحران ها هم دولت ها در تنگناهای بودجه ای و سایر معضلات هستند و هم مردم زیر فشار هزینه ها ی اقتصادی، روانی و اجتماعی و فرهنگی هستند.

تاب آوری اجتماعی که همان ظرفیت تبدیل و تحول، تطبیق و سازگاری و توان مقابله با تنش و بحران های اجتماعی است در واقع همان ظرفیت و توانایی خاصر در افراد، گروه ها و خانواده و جوامع است که عمدتاً یادگیری و سازگاری در تغییرات تحمیل شده و قدرت تطبیق با مقتضیات را در بر خواهد داشت. مأموریت اصلی تاب آوری برگشت پذیری در سریع ترین زمان ممکن و با حداقل آشفتگی و حفظ شایستگی است. شناخته شده ترین عاملی که با تاب آوری رابطه معکوس دارد آسیب پذیری اجتماعی است. ترکیب تاب آوری با روشهای بالینی، آموزشی، مددکاری و مشاوره بسترساز توسعه تاب آوری خواهد بود. مشارکت های مدنی و حمایت های اجتماعی در همه حال بر تاب آوری فردی و سلانت اجتماعی تاثیر عمیقی دارند.

توجه به جهان بینی وجود احتمالات

نظام اجتماعی سیاسی فرهنگی ایرانیان اغلب درگیر بایدها و نباید ها، سیاه و سفیدها و مطلق ها بوده است. اصولاً تفکر همه یا هیچ مانع شناخت منطقی ما با اطراف می شود، در نتیجه احساسات ناخوشایند را در ما تقویت می کند و این شیوه تفکر یک خطای شناختی است که افراد را مستعد افسردگی و کمال گرایی می کند. اتفاقات اخیر و بویژه بحران موجود را زمانی میتوانیم بهتر تحمل کنیم که موضوعات را طیفی ببینیم، هیچ چیز خوب یا بد مطلق نیست و این حد وسط را دیدن و داشتن نگاه نه سفید و سیاه بلکه تفکر خاکستری یکی از را ه های کنار آمدن با واقعیت و حتی یکی از ابزارهای موفقیت است. بحران کرونا به ما نشان داد نیاز به بازنگری در جهان بینی و شیوه تفکر و قرار دادن معنای زندگی مبتنی بر احتمالات داریم.

کاشتن بذراعتماد و برداشت در دوران بحران ها

اعتماد اجتماعی یکی از مولفه های سرمایه اجتماعی است که نقشی بی بدیل در کاهش هزینه های جامعه ایفا می کند. با اتفاقات سیاسی اجتماعی اخیر در کشور شاهد زوال سرمایه اجتماعی بوده ایم و در افراد یک بی تفاوتی و عدم مسئولیت پذیری اجتماعی ایجاد شده بود. با قرار دادن مرجعی برای اطلاعات درست، صداقت در گقتار و ارائه آماردقیق در مواقع غیر بحرانی میتوان اعتماد اجتماعی را ذخیره و باصطلاح بذر اعتماد اجتماعی را بکاریم و در دوران بحران های مختلف، محصول آن را با مسئولیت پذیری مردم و هشیاری در مقابل خطرات برداشت کنیم. بحرن کرونا این موضوع را ثابت کرد که مردم با سهل انگاری در خود مراقبتی به دلایل مختلف از جمله عدم اعتماد و اطمینان به اطلاعات و آمار و هشدارها انتقال زنجیره ی کرونا را شدت بخشیدند.

کارکردهای پنهان فضای مجازی

تا پیش از زمان وقوع بحران کرونا فقط کارکردهای آشکار فضای سایبری مثل آگاهی سازی، پرکردن اوقات فراغت، بازوی کمکی بودن شبکه های اجتماعی در اقتصادهای تجاری، خانگی و …  اما در دوران بحران کرونا با استفاده بهینه از فضای مجازی برای کاهش ارتباط مستقیم و تعامل چهره به چهره انسان ها برای رفع نیازهای فردی، قابلیت فضای مجازی برای مقابله با بیماری های مسری بیش از پیش  نمایان شد. شبکه های اجتماعی نشان دادند کارکردهای پنهانی چون پتانسیل بالا در تولید و چرخش اطلاعات و در تبدیل فضای نظارت امنیتی به سوی مشارکت همدلانه، به روز رسانی سریع و فعال از اخبار درباره وضعیت کشور درگیربا اپیدمی،  دادن آگاهی بروز و هشدارهای لازم به مردم درباره رفتارهای پرخطر، ارائه گزارش های رسمی و غیر رسمی، کنترل نقش پرررنگ رسانه های فرامرزی در شکل دادن به بحران موجود نقش اساسی داشتند.

منابع:

1-ریتزر، نظریه های جامعه شناسی در دوران معاصر
2-موسایی و رضوی، بررسی (SWOT) مشارکت مشارکت شهروندان در امور شهری، 1390
3-نقش مدیریت دانش در بحران، مجله الکترونیکی مطالعات مدیریت دانش – شماره 31 آبان ماه 96
4-بررسی اثرات انسجم اجتماعی در مدیریت بحران زلزله از دیدگاه ساکنان محلی، 1394
5- تاب آوری اجتماعی، مریم عابدی جبلی، مهنازاحمدی،حسن پیرزاد و فرشته محلوجی، انتشارات فراگیران، 1398

تیم مدیریت داخلی وبسایت

با مجله اینترنتی مددکاری اجتماعی، جدیدترین مقالات و پژوهش های مددکاری اجتماعی، تاب آوری و کوچینگ را بطور رایگان دریافت نمایید. www.socialwork2015.ir

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا